راهبرد کلیدی مختار برای امروز

راهبرد کلیدی مختار برای امروز

نویسنده : مجید(غریب)
 
در سریال مختار هر دو نوع جنگ(نرم و سخت) به شکل تمام عیار و همگام با هم از سوی دو طرفِ خیر و شر داستان در جریان است. هم بسته سیاستی جبهه شر بسته کاملی است و همه نوع سیاست و برنامه‌ای در آن پیش‌بینی می‌شود و هم بسته جبهه‌ی خیر...
به گزارش مشرق به نقل از فارس، تحلیل راهبردی سریال مختارنامه از یک سو برای ارزیابی خروجی اصلی این سریال و میزان تطبیق این خروجی با نیازهای اساسی جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی ضروری است و از سوی دیگر برای ارزیابی قدرت این سریال در رمز گشایی نمادین از سیاست‌ها و راهبردها، اهداف و برنامه‌ها و ابزارها و شیوه‌های دشمن و جبهه ی معارض انقلاب اسلامی لازم است. این تحلیل راهبردی نشان می‌دهد که حرکتی انقلابی‌، چگونه ایجادشده، مؤلفه‌های اصلی گفتمانش چیست‌، چگونه استمرار می‌یابد و چگونه باید برای جلوگیری از تبدیل شدن به ضد خودش از آن محافظت کرد.
نکات ذیل عناصری هستند که توجه جدی و عمل به آنها هم برای پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران تعیین‌کننده بوده است و هم برای قیام‌های جاری منطقه سرنوشت‌ساز خواهد بود و هم نوع بشر به آن نیاز دارد.
۱ - در ایجاد و استمرار انقلاب‌ها و قیام‌ها عنصر اراده را تعیین‌کننده دانستن:
بیان مستقیم، قابل فهم، روان، عمیق، واقعی، هنرمندانه، قوی و در عین حال پیچیده، چند بعدی و معرفت افزا از "تعیین‌کننده بودن عنصر اراده و خطر پذیری و شجاعت " در قیام مختار، برای ایجاد تحول و انقلاب و استمرار آن.
زندان، شکنجه، تبعید، تحریم، شهادت نزدیکان و یاران و حتی خیانت برخی، اراده‌ی قوی مختار در ایستادگی بر سر مواضع اصولی تا آخرین نفس را نه تنها متزلزل نمی‌کند بلکه هر چه قیام پیشتر می‌رود اراده‌ی او قوی‌تر می‌شود. در جایی مختار می‌گوید: "من به مقاومت خود تا شکست کامل دشمن ادامه خواهم داد " و در جایی دیگر در پاسخ به برخی از شکاکان به حقانیت قیام می‌گوید: " من حجت تمام کردم باشد تا خداوند مرا از همکاری شکاکان و بد دلان بی‌نیاز سازد " حتی عبدالله ابن زبیر نیز در جایی که از شکست اراده ی مختار مأیوس می شود به مختار می گوید: " کسی که به شمشیر خدعه نشکند به هیچ شمشیری نمی شکند " خطاب پایانی مختار به مادرش نیز چنین است : " مباد بر مرگ من بی تابی کنی یا گریبان چاک کنی و ناخن بر صورت بکشی . سرم را بر نیزه دیدی ، گردن فراز کن ، سینه ستبر بایست و سروده بخوان ، سروده ای که در وصف فاتحین می خوانند "
۲- برای اتحاد و یکپارچگی نقش و اهمیت حیاتی قائل بودن و با قاطعیت مرزبندی با دشمن را حفظ کردن و به وعده‌های الهی ایمان سرشار داشتن:
بیان عمیق و باور پذیرِ «نقش و اهمیت حیاتی وحدت و یکپارچگی و حفظ مرزبندی با دشمن و ایمان سرشار به وعده‌های الهی» به ویژه در مواقع خطر و هجوم دشمن.
جنگ مختار با ابن زیاد و قاتلین امام حسین علیه السلام و همزمان روشنگری و حمایت از قیام توّابین در حالی که توّابین مختار را تشنه? قدرت می‌پنداشتند و او را در مقابل زبیریان و یزیدیان تضغیف می‌کردند، همچنین جلوگیری مختار از در گرفتن دعوا ی عرب و عجم و تذکر و ایمان به وعده‌های الهی از جمله شاخص‌های اصلی قیام مختار است. در یکی از قسمت‌ها مختار می‌گوید: «یا لثارات الحسین، این شعار انسان‌های آزاده است چه عرب چه عجم...» و در آخرین خطابه، به یارانش می‌گوید: «یا ایهاالذین آمَنوا آمِنوا، به شما قول می‌دهم چنانچه با‌‌ همان نیات روزهای نخستین قیام شمشیر بزنید پیروزید... تزویر به شما امان می‌دهد تا مقاوتتان را بشکند، پس از غلبه، شک نکنید، گردنتان را خواهد شکست»
۳ - ایجاد دشمنی و اختلاف را سیاست دائمی دشمن دانستن:
تبین ملموس و مؤثر "سیاست دشمن در ایجاد دشمنی و اختلاف میان مسلمین " از طریق تعمیق جاهلیت و تحریک و تقویت تعصبات قومی، قبیله‌ای و ناسیونالیستی.
ماجرای کشته شدن کیان ابوعمره و یاران ایرانی‌اش در جنگ با زبیریان در اثر غلبه جهل و تعصب عربی فرماندهی سپاهیان مختار بر اخوت اسلامی. مختار در جایی می‌گوید: "برای من وفای عجم ذخیره‌ی روزهای بی‌وفایی کوفیان بود گرچه غفلت مرحوم بن شمیط اژدهایی شد و ذخیره‌ی روزهای سخت قیام را بلعید اما هنوز نیروهای نامریی وجود دارند... " و در جایی می‌گوید: " بحث برتری قوم و نژاد حتی اگر به شوخی، مال اشرافیت عرب و عجم است نه پیروان خاکی و مخلص علی ... عرب و عجم هردو مخلوق یک خدایند و برادرند و برابر . برتری به دیانت است. "
امروز نیز یکی از سیاست های دشمن برای ایجاد دشمنی و اختلاف در خاورمیانه و جلوگیری از الگوپذیری ملت های منطقه از ایران سیاست ایران هراسی است که استقبال چشم گیر مردم منطقه به ویژه کشورهای عربی از سریال مختارنامه ضمن ایجاب ضرورت تولید چنین سریال هایی و ایجاد بستر های همگرایی و دوستی میان ملت های منطقه با ایرانیان و انقلاب اسلامی، پاسخی بسیار نرم ، روشن گر ، قاطع ، مؤثر ، عمیق و نافذ به این سیاست محسوب شده و تبلیغات ، دروغ پردازی ها ، شایعه پراکنی ها ، تهمت زنی ها و جنگ روانی دشمن علیه جمهوری اسلامی را به شکل مؤثری خنثی می کند.
۴ - نگاه توأم به بُعد عقلانی، معنوی و عدالتی مکتب اسلام ناب داشتن:
بیان مناسب ضرورت و درستی این نگاه و آثار سوء عدم توجه به یکپارچگی و در هم تنیدگی این ابعاد و مفاهیم . در این ارتباط سه گروه در سریال مختار نامه به شکل واضحی معرفی شده اند . یکی زبیریانِ که با عقل گرایی و منفعت گرایی صِرف ، بی توجه به معنویت و عدالت ، مذهبی تشریفاتی داشتند و به اقتضای منافع شان حتی با قاتلین فرزند پیامبر نیز کنار آمده و متحد شدند و صف شان را از دشمنان اسلام و اهل بیت پیامبر جدا نکردند ، دیگری جریانِ سلیمان بن صُرد خزاعی و توّابینِ که با ساده لوحی ، بی بصیرتی و معنویت گرایی صِرف و بی توجه به عقلانیت و عدالت ، به مختار بد گمان شدند و در شرایط فتنه سکوت کردند و پشت قیام مختار را خالی کردند و حتی بازماندگان ایشان بعد ازجنگِ عین الوَرده با وجود این که برادری مختار و حمایت مختار از ایشان برای شان اثبات شده بود بدلیل کج فهمی ، مجدداً از مختار جدا شدند و تا آخرین لحظات عمر در صف دشمن در کنار امثال شمر در مقابل مختار در کوفه جنگیدند و وقتی بیدار و پشیمان شدند که دیگر فرصت جبران نداشتند . در واقع توابین نه سکوت شان به موقع بود و نه قیام شان به موقع و هماهنگ با مختار . در یکی از قسمت ها ساده لوحی ، کج فهمی و بی بصیرتی توابین در قالب رفتار و شخصیت رُفاعه ابن شداد که از بزرگانِ توابین است به خوبی تبین شده است . بعد از جدا شدن مجدد رفاعه از مختار و پیوستن اش به دشمنان مختار ، شمر پس از نمازی که به امامت رفاعه خوانده اند می گوید : "جناب رفاعه باید اعتراف کنم امشب خاضعانه ترین نماز عمرم را خواندم خدا عمرت دهد که بانی خیر شده ای اجماع امشب ما کافر کُش است ". و رفاعه به شمر می گوید : " خدا نیامرزد مختار را که با نیات پلیدش به خون خواهان حسین خیانت کرد و مثل منی را در کنار مثل شمایی قرار داد ... فی الحال مختار دشمن مشترک من و شماست ... " و دیگری مختار که نشان می داد دارای شخصیتی عمیق ، پیچیده و ذوابعادی است و به هر سه بُعد توجه دارد هر چند در سریال بُعد عقلانیت مختار برجسته تر نشان داده شده بود )
۵ - ارزش های مطلق و ارزش های نسبی را شناختن وصحیح پیاده کردن و دوستی و دشمنی را ارزش نسبی ، و توجه توأم به اصول و محکمات و مصالح را معیار تعیین این نسبت دانستن:
تبین ظریف ارزشِ نسبی صلحِ تاکتیکی با دشمن فرعی و بالقوه نظیر آنچه مختار با زبیریان تا قبل از اتحاد زبیریان با قاتلین امام حسین (ع)، برای ضربه زدن به یزیدیان انجام داد و ارزشِ مطلقِ مجازاتِ عدالت خواهانه ی قاتلین امام حسین (ع) که به دست مختار صورت گرفت.
۶ - شناخت تکلیف شرعی و التزام به عمل به آن و نتیجه را دست خدا دانستن و در عین حال از کید دشمن و فریب خوردگان و جُهّال داخلی غافل نبودن:
تبین مفهوم تکلیف شرعی و اهمیت حیاتی عمل به آن و تأثیر آن در جلوگیری از انحراف و اختلاف و تبین مفهوم اخلاص به معنی انجام آنچه که تکلیف الهی انسان است .نظیر آنچه کیان ابو عمره ، علیرغم نظر درست و کارشناسانه اش و شناخت کید دشمن و خطر فریب خوردگان و جُهّال داخلی ، در حروراء انجام داد و به دستورِ بن شُمَیط فرمانده ی سپاه مختار با یاران ایران اش از اسب هایشان پایین آمده ، و با عِلم به خطای محض بودن دستور بن شمیط ، و تنها برای حفظ مصلحت بزرگ تر و بازی نکردن در زمین دشمن ، پیاده به میدان جنگِ با زبیریان رفت و به شهادت رسید . دستوری که بن شمیط ، تحت تأثیر وسواس جاهلی و ضد عجمی بن وهب - یکی از افسران سپاه مختار - و در سوء ظن به کیان و ایرانیان صادر کرد و وقتی این سوءظن برای این فرمانده ی ساده لوح ، نفوذ پذیر و ضعیف النفس برطرف شد که سپاه مختار شکست سختی از زبیریان و نیرنگ ظریف و پیچیده ی مُهَلَّب - مغز متفکر زبیریان - خورد و خدعه ی جنگِ عرب ، عجمِ مهلب به لطف خطای فاحش بن شمیط کارگر افتاد و برای بن شمیط چاره ای جز اقرار به خطا و خیانت و حماقت و پشیمانی باقی نگذاشت .
۷ - ثبات قدم و استقامت به خرج دادن و پای حرف درست و حق ایستادن:
بیان این که در هر قیام و انقلابی ، ایستادگی و پایداری بر مواضع اصولی ، ارزش های مطلق ، محکمات ، خطوط ، سیاست ها و جهت گیری های اصلی به معنی پای حرف درست ایستادن و ضامن حفظ هویت ، اصول ، استمرار ، بقا و جلوگیری از استحاله و انحراف یک قیام و انقلاب است . در سریال مختار این معنا تا آخرین قسمت برجسته ماند و حتی قسمت به قسمت به موازات افزایش فشارها بر قیام ، برجسته تر شد . حرف های اصلی از جمله اصرار و ایستادگی بر : قاتلین امام حسین (ع) را قصاص کردن ، با دشمن مهاجم کنار نیامدن ، مردمی و غیر وابسته به باندهای قدرت و ثروت بودن ، اخلاقی ، قانونی ، عدالت خواهانه و انقلابی عمل کردن و اسلام را مدار اصلی و ارزش محوری و پایه در اداره ی امور قرار دادن ، در همه حال رضای خدا را در نظر گرفتن ، از آفت اشرافی گری برکنار ماندن ، تشنه ی قدرت نشدن ، شیفته ی عدالت و خدمت بودن ، حامی مظلومان و مستضعفان بودن ، بر اساس حکمت و مصلحت و عزت و با عقل و تدبیر و شجاعت و اعتماد به نفس تصمیم گرفتن ، به امداد الهی توکل و توسل کردن و به خدا اعتماد پایان ناپذیر داشتن ، برای معنویت و راز و نیاز با خدا اهمیت اساسی قائل شدن و با مخالف ، معاند و دشمن ، هر یک به نحو مقتضی رفتار کردن ، مواردی بود که به خوبی و با هنرمندی در سریال مختار جا اندازی شده بود.
۸ - اعتماد به نفس داشتن، مبتکر ، دشمن شناس،انعطاف ناپذیر و بی اعتماد به دشمن مهاجم بودن و در مقابل دشمن و حربه های گوناگون اش منفعل نشدن:
این ویژگی ها که ویژگی های یک شخصیت محکم و قابل اتکا و پیش برنده در هر حرکت سرنوشت ساز و تاریخ سازی است در تمام طول سریال به نحو جذاب ، زیبا و باور پذیری در مختار و کلیت حرکتش مشاهده می شد. از رویارویی با نام آوران جنگی عرب هم چون حصین بن نمیر ، حَطَب ، مشهور به فارِسِ یل یل شام ، حرمله و یحیی بن زمزم گرفته تا استقامت در زندان ابن زیاد و صلابت برخورد با عبدالله بن زبیر در کاخ اش و حفظ صلابت در عین عطوفت در ارتباط با دوستان و نزدیکان و خادمین.
۹ - بی‌اخلاقی و قانون‌شکنی به اسم انقلابی‌گری و عدالت، را تخطئه کردن و از تبدیل شدن عدالت و عدالت خواهی به ضد خودش جلوگیری کردن:
بیان اینکه انقلابی بودن و عدالت خواهی نه تنها با قانونی و اخلاقی عمل کردن منافاتی ندارد بلکه قانونی و اخلاقی عمل کردن عین انقلابی بودن و عدالت خواهی است . به عنوان مثال در قالب بحث بین مختار و رُفاعه بن شَدّاد - یکی از بزرگان توّابین و از نزدیکترین دوستان سلیمان بن صرد خزاعی - به این مفهوم ، صورت بخشیده شده است.آنجا که مختار عده ای از علویان یمنی را به جرم قتل پدر و فرزندی ظالم که نسبت به علویان ظلم زیادی کرده بودند ، به زندان انداخته و رفاعه کار دوستان اش را به نام انقلابی گری و عدالت ، توجیه می کند و نگاه درست مختار را زیر سؤال می برد و مختار زیر بار ایجاد هرج و مرج و اینکه هر کس در هر جا بدون محکمه ، حکم صادر کند و خودش هم حکم را اجرا کند نمی رود و به شدت این گونه نگاه به عدالت را تخطئه می کند و به رفاعه می گوید " هیچ وقت ضرورت های زمانه را درک نکردید ... هیچ وقت بر صراط عدالت حرکت نکردید ، نه در عین الورده - محل جنگ توابین با سپاه ابن زیاد - نه در کربلا و نه امروز ، همیشه یا افراط کردید یا تفریط ... در کاری که در آن جاهلید و علم ندارید دخالت نکنید و فتواهای صد من یک غاز ندهید. "
۱۰ - نسبت به ظلم و نا امنی و تجاوز اوباش به مردم بی‌تفاوت نبودن و از حضور در میان مردم بویژه در مواقع نیاز و استغاثه‌ی مردم نهراسیدن:
در قسمتی دیگر وقتی عامل داخلی وابسته به دشمن - ابن حُر - برخی مأمورین نیازمند و ضعیف النفس دارالشرطه ی مختار را می خرد و برای ایجاد نارضایتی ، یأس و ناامیدی و تحریک مردم علیه قیام و حکومت مختار و تضعیف حمایت مردم از مختار ، به حریم خصوصی مردم تجاوز می کند و با ایجاد ضرب و شتم و رعب و وحشت و تخریب اموال ، شهر را به آشوب می کشد و مردم از این بابت به شکایت از حکومت مختار برمی خیزند مختار می گوید: " راه را باز کن شُرطه... بیا جلو همشیره ، تُف کن به صورتم " و زن کوفی که تحت تأثیرِ غیرت و تأثّر مختار قرار گرفته می گوید : " دهانم بشکند " و بعد مختار خطاب به یاران اش می گوید : "ما یا عرضه داریم از جان و مال مردم حفاظت کنیم یا نداریم ، نداشته باشیم بهتر است بریم بمیریم "
۱۱ - به اشتباه خود اعتراف و از غرور دوری کردن، خود را بی‌عیب ندانستن، انتقادپذیربودن:
بیان بزرگی مختار درقالب اعتراف او به اشتباه اش راجع به برخی یاران اش و نیز ضرورت مراقبت دائمی و تقوای فردی و جمعی . یکی ابوعبیده ، وقتی که مختار بخاطر گذشته ی ابوعبیده فکر کرد که علت غیبت ابوعبیده ، خارج شدن او از اردوگاه برای خوردن شراب بوده و پس از آنکه به اشتباه اش پی برد و فهمید که ابوعبیده برای انجام کار اطلاعاتی روی مواضع دشمن غایب بوده است ، از ابوعبیده حلالیت طلبید و حتی حاضر شد در صورت عدم حلالیت ، ابوعبیده او را به جرم بدبینی ، در مقابل دیدگان یاران اش حد بزند. دیگری ابراهیم ابن مالک اشتر، که مختار در آخرین نامه برای او می نویسد : " یک بار نوشتی ترک موصل اشتباه لشکر خدا در اُحد است، پنداشتم پا سوز موصل شده‌ای، از تو می‌خواهم که مرا بخاطر این ظن شیطانی حلال کنی ". و دیگری ، زمانی که مختار در مکاشفه ای ، سر بریده ی خود را به جای سر بریده ی ابن زیاد می بیند ، به بن کامل - یکی از یاران نزدیک و اصحابُ السرش - می گوید : " بن کامل ، اصحاب قدرت اغلب خودشان به خودشان خنجر می زنند ... هنوز شیطان را خوب نشناخته ای رفیق ، او مرا به لذت قدرت وسوسه نمی کند ، می داند شیفته ی عدالتم نقاب عدالت خواهی به چهره زده امیر مختار را به جان مختار می اندازد "
۱۲ - از آفت اشرافی‌گری برکنار ماندن:
تبین ضرورت ایستادگی مسئولین در مقابل توجیهات رنگارنگ اطرافیان و حتی خانواده ، برای تن دادن یک مسئول به تجملات ، تشریفات زائد و اشرافی گری که در برخی قسمت های سریال از جمله مشی اشرافی و تجملاتی زبیریان و در مقابل ، مشی ساده زیستانه ی مختار بویژه بعد از تسلط مختار بر کوفه به خوبی برجسته سازی شده بود . به عنوان مثال در جایی مختار به بعضی دوستان و مسئول تشریفات دارالعماره - ابا مفلس - که اصرار دارند مختار به اسم رعایت آداب و رسوم امارت به تجملات و اشرافی گری تن دهد این گونه پاسخ میدهد : " ( تخت را ) برش دارید و به جای آن کرسی ساده ای بنشانید ... جلوه ی این تخت خُلق و خو را عوض می کند ...قرار است ما سوار بر تخت باشیم یا تخت سوار ما؟ سادگی ما در این قصر وصله ی ناجور نیست ، شکوه این قصر در برابر سادگی ما وصله ی ناجور است. "
۱۳ - ارزش مردمی بودن و موروثی نبودن حکومت را باور داشتن:
فاصله گذاری مناسب بین حکومت متکی به مردم با حکومت بریده از مردم . در سریال مختارنامه این فاصله گذاری به شکل مناسبی صورت گرفته است . مختار به طبقه ی اجتماعی و قومیت و نژاد و رنگ پوست افراد توجهی ندارد و ملاک برتری افراد نسبت به یکدیگر را میزان دینداری آنها می داند لذا در ارتباط گیری ، میدان دهی و کار سپاری ، بر ظرفیت های عمومی مردم تکیه کرده و با مردم بیش از هر گروه و جریانی ، درآمیختگی دارد. در جایی از یکی از قسمت ها گفته می شود : " حسن (ع) پسر همان عدالتی است که معتقد است فرماندارانش باید همیشه در دسترس رعیت باشند . عدالتی که به مردم متکی است ... پیمان صلح بین حسن ابن علی و معاویه ابن ابی سفیان بسته شد که به گواهی تاریخ شامل پنج اصل اساسی بود و مهمترین اصل آن موروثی نبودن حکومت پس از معاویه بود "
۱۴ - به ظرایف حکومت کردن و نحوه ی رفتار با کاگزاران حکومت توجه داشتن و در هر حال شیطان را در کمین دانستن و دائماً مراقب خود و کارگزاران حکومت بودن و ایشان را با حمایت و تذکر و تشویق و اصلاح حفظ کردن و به مسئولیت سنگین شان در مقابل خدا و خلق خدا متذکر شدن :
در یکی از قسمت ها کیان بعد از تقدیم سر شمر و سنان ابن انس به مختار می گوید : " برای قاتلین حسین کیسان ابو عمره یعنی حضرت عزراییل " و مختار در پاسخ اش می گوید : " مراقب حضرت ابلیس هم باش سردار " ...و باز مختار در جایی دیگر می گوید : " برعدل حکومت کردن مثل گردن نهادن بر لبه ی تیز شمشیر است لحظه ای غفلت کنی شاهرگت پاره می شود هر چه در کار حکومت جلوتر می روم مظلومیت علی برایم ملموس تر می شود درک غم و رنج علی جان کاه است و کمترین اثرش سپید کردن موی است. "


۱۵ - برای خانواده محوریت قائل بودن و در حفظ منزلت معنوی آن کوشیدن:
یکی از بی اهمیت ترین نهادها در فیلم ها و سریال های غربی نهاد خانواده است .هم اینک در غرب خانواده در اوج بحران است. در سریال مختار نامه این جریان عکس است و مختار به عنوان قهرمان داستان از این جهت در مجموع مثبت و الگو است . او در عین جهاد و مبارزه به شدت مراقب خانواده است. او حتی خواهر ش که از مادر دیگری است و در اثر عشقی زمینی همسر عمر سعد شده و پس از سال ها بیدار شده و از کرده ی خود به شدت پشیمان شده است را به گرمی می پذیرد و به مادرش _ دمه الحسنا - می گوید : " سال ها پیش اهرمن با خنجری نامریی پاره ای از تن مان را جدا کرد حال که به لطف خدا حق به حق دار رسیده و پاره ی تن مان از چنگال گرازی پلید نجات یافته ببرید و بر زخم سال ها دوریش مرهم نهید "


۱۶ - جنگ نرم و جنگ سخت را لازم و ملزوم یکدیگر دانستن و سرنوشت نهایی این دو جنگ را به نحوه ی رفتار خواص هر دو جبهه وابسته دانستن:
تبین اهمیت و کیفیت جنگ نرم و تأثیر موفقیت در این جنگ بر سرنوشت نهایی جنگ سخت و بالعکس که سقوط و بقای حکومت ها در گرو پیروزی و یا شکست در این دو عرصه ی در هم تنیده است. در سریال مختار هر دو نوع جنگ به شکل تمام عیار و همگام با هم از سوی دو طرفِ خیر و شر داستان در جریان است. هم بسته سیاستی جبهه ی شر بسته ی کاملی است و همه نوع سیاست و برنامه‌ای در آن پیش بینی می شود و هم بسته ی جبهه‌ی خیر و در واقع مختار بسته ی کاملی است و حتی برتری محسوسی نسبت به بسته ی دشمن دارد بطوریکه خود دشمن هم به آن اعتراف می کند و دائماً از اینکه در تله ی مختار بیفتد در هراس و نگرانی است . لیکن با همه ی اینها در سریال مختار مثل همه ی صحنه های رویارویی حق و باطل آنچه سرنوشت نهایی این رویارویی را تعیین می کند نحوه رفتار خواص هر دو جبهه است و آنچه در نهایت باعث شکست قیام مختار می شود عمدتاً بی بصیرتی و یا کم بصیرتی برخی عناصر کلیدی قیام مختار است که یکی از شاخص ترین ایشان ابراهیم ابن مالک اشتر نخعی است .مختار در آخرین نامه اش به ابراهیم می نویسد : " ... وقتی این نامه را می خوانی که یحتمل دیدار در قیامت میسر شده است . ابراهیم تو همیشه تکیه گاه امن برای من و قیام بودی ... اینک عقبه ی قیام و برپایی دولت علوی منوط به همت شماست . ما هر چه می توانستیم کردیم امید که مرضی درگاه احدیت واقع شود.
/ 2 نظر / 19 بازدید
yahossein

با سلام لينك چندتا عكس مذهبي براي پس زمينه موبايل با موضوع محرم رو ميزارم اگه دوست داشتيد در سايت تون قرار بدهيد تا همگان استفاده كنند التماس دعا عكس ها متحرك هستند http://up98.org/upload/server1/01/y/dseigge8wv2qyd8y4ot3.gif http://up98.org/upload/server1/01/y/cbjz8181226uc34nlcf.gif http://up98.org/upload/server1/01/y/jfin41i5w760jo50bz2.gif http://up98.org/upload/server1/01/y/86bn8zbrktbt8xkined.gif

عرفان

سلام محرم همانگونه که ماه عاشقي کردن براي حسين (ع) است ماه ازدياد ترس مومنان هم است با مطلب پيرامون احساس ورود به ماه محرم در خدمت شما هستم در انتظار حضور پر مهر شما ياعلي [گل][گل][گل]