تماشای مختار از چشم ایرانی

*مهدی سیلابی

مشرق-- آنچه امروز فرهنگ حسینی‌اش می‌نامیم، برآیند همه آموزه‌های فکری، فرهنگی و اجتماعی پیامبری است که در سرزمینی برهنه از شرم و دور افتاده از رزم قدرتهای بزرگ جهان آنروز، تن نحیف را برابر شمشیر سخیف قرارداد تا کلام را ارجحیتی خدایی و قلم را فضیلتی الهی بخشد.
تلاش محمدامین(ص) و یاران بهین‌‌اش، پوسته‌ای کهن و چروکیده ار عقده‌های چرکین مرضها و حسدها را جسورانه کنار زد. شخصیت فرهمند حضرت محمد(ص)، شاکله ریشه‌دار زرمندان و زورمداران را لرزان نمود تا هسته‌ای هر چند تازه و نورس، اما برآمده از همان پوسته را آماده آبیاری در زمینی بایر از اندیشه کند.
تک درخت یادگار حضرت محمد(ص)، در نبود باغبان و در کویر نادانی،سربرآورد و سایه شاخسارش آرام آرام پهنه سرزمین‌های اطراف عربستان را فرا گرفت. در این میان اما شهرهایی بودند که سرنوشت قسمتی از تاریخ را رقم زدند.
در آن زمان کوفه شهری با شهروندان نظامی و اقتصادی بود. نظامی از آن جهت که، بنای شهر در زمان نخستین حملات اعراب به مرزهای ایران صورت گرفته بود. به همین دلیل، از نقاط مختلف قلمرو مسلمین، مهاجرپذیرفته بود که از آن جمله می‌توان به یمن،مکه، یثرب(حجاز) بصره، مدائن و... اشاره کرد(با همین یک عامل می‌توان به تشتت آرا و آحاد این شهر چند ملیتی پی برد). از طرف دیگر کوفه شهری اقتصادی بود چرا که بر سر راه‌های ایران، عراق، حجاز و شام قرار داشته و در نتیجه بازرگانان بسیاری را به این سامان سوق داده بود. هر دو عامل نظامی و اقتصادی در شکل‌گیری هویت شهری شهروندان و سیاست‌ورزی‌های حکمرانان بسیار حائز اهمیت می‌نمود. چنانکه حضرت علی‌بن‌ابیطالب(ع) باهشیاری و آینده‌‌نگری، مرکز حکومت خود را کوفه برگزید. معاویه‌بن‌ابوسفیان نیز هر چند با تدابیر و اتخاذ سیاست‌های رندانه، امام حسن‌مجتبی(ع) را از خلافت کنار گذاشت، اما تا استیلای کامل برکوفه، خود را خلیفه نمی‌دانست. از دیگر سو به دلیل رفتارهای بی‌بدیل و اعمال سیاست‌های بی‌نظیر امام علی(ع) در تثبیت اخلاق نبوی و الگو و نمونه شدن عدالت علوی، طرفداران ایشان در این شهر، پیرامون ایشان گرد‌ آمدند.
نشان دادن کوفه با این شرایط ذکر شده شاید بزرگترین دست‌آورد داوود میرباقری و گروه کارگردانی سریال مختارنامه باشد، سریالی که در آن با قراردادن کوفه به عنوان لوکیشن اصلی و نشان دادن پیچیدگی‌های این شهر هزار و یک رنگی، گامی بزرگ در راه شناسایی شهر و مردمان کوفه آن زمان برداشت.
با مرگ معاویه و روی کار ‌آمدن فرزندش که بر خلاف نص صریح معاهده صلح بود، اوضاع به طور کلی دگرگون شد. در چنین شرایطی برای مؤمنان واقعی امام حسین(ع) وارث شد معجزه ودستآورد بزرگ ایشان رسوایی ستم و بیداد بود که با رویارویی با بدعتها، سالوس‌گری‌ها و مصلحت‌اندیشی‌های زمانه شکل گرفت. این بیداری باعث شد که امام حسین(ع) از سوی مستکبران شیفته قدرت (به ناحق) به عنوان کسی که از دین خارج شده و بر امیر مسلمین نافرمانی کرده است به شهادت برسد و قاتلانش به شوق ثواب بهشت یا به طمع حکومت ری خون مبارکش را به زمین بریزند.
اینجاست که مختار به عنوان جنگاوری سیاستمدار که الگوی فکراش تبلور نمادی از عدالت مولایش علی(ع) است، به خونخواهی از فرزند وی و امام خویش برمی‌خیزد.
داوود میرباقری سعی کرده، با برجسته‌کردن شخصیت اصلی داستان خود یعنی مختار ثقفی به عنوان یک حق مدار و عدالت‌طلب‌علوی، آن هم در آشفته بازار کوفه مسلمان‌نشین (با تناقضات عربی - عجمی و اموی - علوی یا به تعبیری شیعه و سنی) حقیقت نهضت علوی را بر عموم مخاطبان خود آشکار کند.
پس از به شهادت رسیدن امام حسین(ع) و یارانشان در دشت تفتیده کربلا، آن هم به صورت فاجعه‌بار در ماه محرم‌الحرامی که اعراب جاهلیت هم در این ماه دست از جنگ می‌شستند، عرصه بر امویان تنگ شد و نارضایتی‌های بسیاری در سراسر قلمرو جهان اسلام شکل گرفت. قیام و اقدام مختار علیه دستگاه نامشروع حکومتی، با توجه به اقدامات حساب شده و استفاده از ایرانیان ناراضی و هوشمند، بردیگر قیام‌های احساسی و کم‌عمر خودنمایی کرد.
سریال مختارنامه تصویر درستی است که داوود میرباقری، کارگردان و نویسنده چیره‌دست تئاتر و سیما، با علم به کنه‌نوشتاری که خواندید، به مخاطب ایرانی و مسلمان حسین‌مدارش ارائه می‌دهد. وی با انتخاب مختار از بین ده‌ها سوژه و موضوع تاریخی، ملی و مذهبی، شخصیتی را برگزیده که بتواند حرفش را با قدرت بیان کند. اما در این چهل قسمت گاهی اضافاتی را شاهد بودیم که از تاثیر انتخاب مختار در این سریال کم می‌کرد. به راحتی می‌توان دریافت که افزوده‌شدن بسیاری از قسمت‌ها و حتی شخصیت‌ها، پروبال‌هایی است که ذهن سازنده (فیلم نامه نویس یا کارگردان) همچون برگ‌های تزئینی به ریشه و ساقه این ماجرا افزوده است. واقعیت این است که آخرین اثر میرباقری همچون سیب نارسی است که نه می‌توان زیبایی و دلفریبی‌اش را کتمان کرد و نه می‌توان طعم گس و تلخش را نادیده گرفت. زیباست چرا که برای اولین بار ما را با شخصیتی با نام مختار آشنا می‌کند و نارس است چون این روایت را با برخی از ضعف‌های تکنیکی همراه می‌کند.
دیالوگ‌نویسی ناهمگون بازیگران که عده‌ای با ادبیات فاخر صحبت می‌کنند،‌ عده‌ای با ادبیات امروزی و حتی عده‌ای با لهجه، همچنین برگ و بال‌های اضافی موجود در داستان و فیلم‌نامه که تماشاگر را از داستان اصلی دور ساخته اضافه کنید عدم بازی موفق برخی از بازیگران در نشان دادن شخصیت‌های عربی و تاریخی و به خصوص عدم هدایت و بازی نگرفتن مناسب از هنروران و سیاهی لشکران نابازیگر و ضعف‌هایی از این قبیل باعث شده تا این سریال زیبا دچار تضادهای تکنیکی شود که سکته‌های قابل مشاهده‌ای در داستان و فیلم ایجاد می‌کند.
قهرمان داستان از همان ابتدا بارقه‌هایی از برخورد با روح تمدن و فرهنگ ایرانی را به عیان در ذهن ما بیان می‌کند. داستان با نمایی از کشاورزی مختار در زمین‌های حاصلخیز عراق (سرزمین میان رودان، پایتخت حکومت ساسانی) آغاز می‌شود. کمی جلوتر نیز درمی‌یابیم پدر مختار به دست ایرانیان پیل سوار در جنگ کشته شده است. با توجه به کاراکتری که از او در صحنه‌های مختلف زندگی شخصی و سیاسی - اجتماعی‌اش ارائه می‌شود، به راحتی می‌توان دریافت که نفوذ فرهنگ و فکر ایرانی تا چه اندازه بر وی تاثیر گذار بوده است. شاهد بهتر این گمان، تقابل مختار با فرهنگ ریشه‌دار و جهل مدار عرب در قسمت خواستگاری کیان ایرانی از خواهر عرب‌نژادش، ناریه، هویدا است. آنجا که مختار در جایگاه یک برادر روشنفکر و آشنا به فرهنگ ایرانی، به تندی پاسخ کنایه‌های خواهرش را می‌‌دهد و از کیان در برابر عمر سعد دفاع می‌کند - هر چه پیشتر رویم، بیشتر با شخصیتی آشنا می‌شویم که دارای کردار و افکار ایرانی تبار است، آن هم از نوع امروزی‌اش! صحنه‌هایی که قهرمان داستان با مادر، زنان و فرزندان خود خلوت کرده، مشورت می‌کند، شوخی‌هایی بروز می‌دهد، عشق می‌ورزد و گریه می‌کند را مقایسه کنید با 1400 سال پیش و خود را در میان جامعه‌ای که شرحی کوتاه بر ساختارش رفت باز جوئید. آیا این رفتار‌ها تا به این حد امروزی قابل درک است؟
به گمان بسیاری از هنرمندان، چنانچه بخواهیم مقایسه‌ای بین سریال خوش ساخت امام علی(ع) و مختارنامه از حیث فضا، ارتباط مخاطب با داستان و پرداخت شخصیتی داشته باشیم، هر چند بر جذابیت اثر متاخر برای مخاطبان افزوده شده، اما فضا و کاراکترهای سریال امام علی(ع)، هم از حیث مقبولیت ذهنی و تاریخی و هم از لحاظ گریم، طراحی لباس و صحنه، به مراتب یک سر و گردن بالاتر از سریال مختارنامه قرار می‌گیرد. دیگر در این سریال از زبان گویا، دیالوگ‌های شاهکار، سخنان موزون و فصیح سریال امام علی(ع) خبری نیست. در این سریال چندین گاف را می‌توان یادآور شد که گویی حتی میرباقری در آن صحنه حضوری نظارت‌گونه نداشته و یا آنگونه که گفته‌اند حال و هوای بیماری برایشان مستولی بوده است! (توضیح اینکه پروژه مختارنامه چندین ماه به دلیل بیماری کارگردان به تعویق افتاد) از کلاهی که نزدیکان کیان همچون مهران، بر سردارند که بسیار شبیه به کلاه شاهزاده‌های ساسانی می‌نماید گرفته، تا ظهور و غیبت ناگهانی سرداران سپاه مختار که می‌تواند ریشه در نوع تدوین این فیلم داشته باشد و از سوی دیگر برخی دیالوگ‌هایی که اصطلاحات روزمره امروزی است تا دیالوگ‌های آن زمان باشد.
اضافه کردن قسمت‌های سفارشی، یا حوصله بیننده را سر می‌برد، یا کمتر از حد توقع اوست. صحنه‌های کربلا با همه تلاش و همتی که دست‌اندرکاران مجموعه در فهم پذیری همگانی آن بکار گرفته‌اند،‌ نتوانسته تداعی‌کننده حس و شوروحال حسینی باشد. (بسیاری از منتقدان و فیلم سازان و کارشناسان مذهبی معتقدند اساسا نباید صحنه‌های مراسم و آیین‌های مذهبی و مقدسی همچون دشت کربلا را به تصویر کشید، زیرا هیچ تصویری نمی‌تواند گویای مصیبت وارده بر اهل بیت پیامبر باشد)
با همه این تفاصیل، مختاری که با بازی فریبرز عرب‌نیا و کارگردانی داوود میرباقری در سریال مختارنامه برای مخاطب ایرانی ارائه می‌گردد، کاملا شخصیتی ایرانی است که رفتارهایش بیشتر منطبق بر خواست‌های ذائقه ایرانی طراحی و شالوده ریزی شده تا شخصیتی عربی. سوال اینجاست که اگر این سریال در کشوری عربی به نمایش درآید، آیا بیننده عرب هم قادر خواهد بود با این سریال و این شخصیت ارتباط برقرار کند؟ آیا اقبالی را که این سریال در ایران داشته در دیگر کشورهای عرب هم شاهد خواهیم بود؟ وجود این انتقاد‌ها مانع تمجید و تحسین بازی‌های تاثیرگذار و ماندگار شخصیت‌هایی چون ابن زیاد، ابن زبیر، ابن حر، عمرسعد و همسرش نمی‌گردد. این نشان دهنده آن است که در سریال‌های تلویزیون امکان مانور برای کاراکترهای منفی بیشتر است چرا که فریبرز عرب‌نیا بازیگر خوب و هوشمندی است ولی به واسطه توقع زیاد مردم نسبت به شخصیت‌هایی مثل مختار، دست و پایش در بازی بسته می‌شود و قادر نیست آن چنان که باید در به وجود آوردن شخصیتی عربی توفیق پیدا کرد. اگر شخصیت ابن‌زیاد با بازی درخشان فرهاد اصلانی را در نظر بیاورید، بهتر می‌توانید درک کنید چگونه یک حاکم عرب در برابر شما ظاهر شده، عربی که در فرهنگ زمانه‌اش رشد کرده و به منصب رسیده است. صحنه‌های وضو گرفتن،‌ راه رفتن، تسبیح چرخاندن و دیگر ریزه‌‌بازی‌های او یک عرب‌زاده را مقابل چشمان ما به نمایش می‌گذارد. حال با نگاهی ساده به مختار می‌توان تبار ایرانی او را در متن و بازی به وضوح ملاحظه کرد.
*آخرین اثر میرباقری همچون سیب نارسی است که نه می‌توان زیبایی و دلفریبی‌اش را کتمان کرد و نه می‌توان طعم گس و تلخش را نادیده گرفت
*میرباقری سعی کرده، با برجسته کردن شخصیت مختار به عنوان یک حق مدار و عدالت طلب علوی، آن هم در آشفته بازار کوفه، حقیقیت نهضت علوی را بر عموم مخاطبان خود آشکار کند
*مختار، بیشتر شخصیتی ایرانی است که رفتارهایش منطبق بر خواست‌های ذائقه ایرانی طراحی شده تا شخصیتی عربی
* در سریال مختارنامه، دیگر خبری از زبان گویا، دیالوگ‌های شاهکار، سخنان موزون و فصیح سریال امام علی(ع) نیست

 

/ 1 نظر / 15 بازدید
کمیل

واقعا که نقدبسیارسطحی ای بود! اگرحرف های شما درست بود سریال مختاروقتی ازشبکه آی فیلم برای عرب ها پخش شد اینقدرمورد استقبال قرارنمی گرفت که چند بارتکرارش کنن! خواهشا اینقدربیرحم نباشید