سفید و سیاه در حادثه عاشورا

  • دوشنبه 20/10/1389
  • تاریخ :

سفید و سیاه در حادثه عاشورا

عاشورا، محرم، کاروان اسرا

«حادثه عاشورا و تاریخچه کربلا دو صحنه دارد. یک صحنه سفید و نورانی و یک صفحه تاریک، سیاه و ظلماتی که هر دو صفحه اش یا بی نظیر یا کم نظیر.

اما صفحه سیاه و تاریکش از آن نظر سیاه و تاریک است که در آن فقط جنایت بی نظیر و یا کم نظیر می بینیم یک حساب کردم و ظاهراً در حدود بیست و یک نوع پستی و لثامت در این جنایت دیدم و خیال نمی کنم در دنیا چنین جنایتی پیدا بشود که تا این اندازه تنوع داشته باشد… قهرمان حادثه در این نگاه (سیاه) یزد بن معاویه است. عبیدالله بن زیاد، عمر سعد است، شمر بن ذی الجوشن و خولی و یک عده دیگر است…

اما آیا تاریخچه عاشورا فقط همین یک صفحه است؟ آیا فقط رثاء است؟  فقط مصبیت است … این تاریخچه یک صفحه  دیگر هم دارد که قهرمان آن صفحه، حسین است … حماسه است. افتخار و نورانیت است. تجلی حقیقت و انسانیت است. تجلّی حق پرستی است، این صفحه را که نگاه می کنیم، می گوییم بشریت حق دارد به خودش ببالد (حماسه حسینی، ج 1،  ص 19 و 20)

«چرا باید حادثه کربلا را همیشه از نظر صفحه سیاهش مطالعه کنیم و چرا باید همیشه جنایت های کربلا گفته شود؟ چرا همیشه حسین بن علی از آن جنبه ای که مورد جنایت جانیان است مورد مطالعه ما قرار گیرد؟… چرا صفحه نورانی این داستان را کمتر مطالعه می کنیم. در حالی که جنبه حماسی این داستان صد برابر بر جنبه جنایی آن می چربد …

حسین را یک  روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند، اما حسین که فقط این تن نیست، حسین… بعد از مرگش زنده تر می شود،… مرده حسین از زنده حسین (برای دشمنانش) مزاحم تر است. تربت حسین کعبه صاحبدلال است. زینب هم به یزید همین را گفت. گفت اشتباه کردی،… نمی توانی برادر مرا بکشی و بمیرانی،… او نمرد بلکه زنده تر شد….(بعداً دشمنان] دیدند عجب قبر حسین هم مصیبتی برای ما شده است. تصمیم گرفتند قبرش را از بین ببرند، قبرش را خراب کردند… بطوری که احدی در آن سرزمین نفهمد که قبر حسین در کدام نقطه بوده است، اما مگر شد؟ روی آوردن مردم به آن بیشتر هم شد… (همان- ص 20 و 21) تأکید بر صفحه سیاه حادثه عاشورا موجب شده که در بسیاری موارد صرفاً جنایت ها و لثامت ها و دشمن طرح و تکرار شود و مظلومیت و کشته شدن امام و یارانش. در حالیکه صفحه و نورانی باید بیشتر تبیین شود. و تکرار شود. گریه بر حسین بن علی (علیه السلام) باید باعث رشد روحیه عدالت خواهی، مبارزه با ستم و ستمگران، و رشد روحیه آزادی خواهی و عزت نفس و کرامت و شرافت انسانی بشود.

صفحه نورانی عاشورا، «نمایشگاهی است از عظمت و علّو بشریت، از رفعت بشریت، نمایشگاه معالی و مکارم انسان نیت است. سراسر حماسه است . عظمت و شجاعت و حق خواهی و حق پرستی در آن موج می زند…» (همان- 26) در دسته های سینه زنی و مراسم و مجالس سوگواری در ایام محرم باید بر این صفحه نورانی توجه و تأکید شود تا فرهنگ ناب عاشورایی جای فرهنگ خود محوری و سکوت در برابر ظلم و ظلم پذیری و ستمگری شده و جامعه جوان ما در گردونه مهلک فرهنگ دشمنان دین و قرآن و اسلام گرفتار نشود.

تأکید بر صفحه سیاه حادثه عاشورا موجب شده که در بسیاری موارد صرفاً جنایت ها و لثامت ها و دشمن طرح و تکرار شود و مظلومیت و کشته شدن امام و یارانش. در حالیکه صفحه و نورانی باید بیشتر تبیین شود. و تکرار شود. گریه بر حسین بن علی (علیه السلام) باید باعث رشد روحیه عدالت خواهی، مبارزه با ستم و ستمگران، و رشد روحیه آزادی خواهی و عزت نفس و کرامت و شرافت انسانی بشود

درس های قیام حسینی

جلوه های تربیتی محرم و عاشورا در مدارس

قیام سالار شهیدان حسین بن علی (علیه السلام) آثار و برکات ماندگاری دارد که ذیلاً به اصلی ترین آنها تاکید می شود.

1- اصلاح و احیاء تفکر دینی مرم و دمیدن روح تازه بر امت اسلامی. « حسین بن علی به نام یک نفر مصلح و اصلاح طلب که باید در امت اسلام اصلاح ایجاد کرد. قیام کرده به مردم عشق و ایده آل داد، رکن اول حماسه زنده شدن یک قوم همین است. ملتی شخصیت دارد که حسن استغفا و بی نیازی در او باشد… همین درس استغفا بود که بعدها روحیه استغفا به وجود آورد و چقدر قیام ها و نهضت ها به وجود آمد! حسین بن علی درس غیرت به مردم داده درس تحمل و بردباری به مردم داد، درس تحمل شداید و سختی ها به مردم داد. اینها برای ملت مسلمان درس های بسیار بزرگی بود، پس اینکه می گویند حسین بن علی چه کرد و چطور شد که دین اسلام زنده شد، جوابش همین است که حسین بن علی روح تازه دمید، خون ها را به جوش آورد، غیرت ها را تحریک کرد. عشق و ایده آل به مردم داد. … درس صبر و تحمل و بردباری و مقاومت و ایستادگی در مقابل شداید به مردم داد، ترس را ریخت، همان مردمی که تا آن مقدار می ترسیدند تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند.

این داستان معروف است می گویند: نادر در یکی از جنگ هایش سربازی را دید که فوق العاده شجاع و دلیر بود و از شجاعت و دلاوری او اعجاب می کرد. یک روز او را خواست، گفت: تو با این شجاعت و دلاوری است، آن روزی که افاغنه ریختند به اصفهان غارت کردند و کشتند کجا بودی؟ گفت: من اصفهان بودم گفت: تو اصفهان بودی و افاغنه آمدند و آن همه جنایت کردند؟ گفت: بله بودم گفت: پس آن روز شجاعتت کجا بود؟ گفت: آن روز نادری نبود، مقداری از شجاعتی که امروز من دارم از روحیه نادر دارم، تو را که می بینم غیرت من تحریک می شود، شجاع و دلیر و دلاور می شوم». (همان ص 47 و 48)

زنیب (س) قبل و بعد از عاشورا

در حماسه حسینی آن کسی که در فرآیند آموزش و پرورش عاشورا درس حسینی را بیش از همه آموخت و بیش از پیش در مسیر تعالی و بالندگی قرار گرفت و عظمت و عزت بیشتر یافت. زینب (س) بود. " راستی که موضوع عجیبی است: زینب با آن عظمتی که اول داشته است و آن عظمت را در دامن زهرا (س) و از تربیت علی (علیه السلام) به دست آورده بود. در عین حال زینب بعد از کربلا یا زینب قبل از کربلا متفاوت است. یعنی زینب بعد از کربلا یک شخصیت و عظمت بیشتری دارد. ... در شب عاشورا زینب یکی دو نوبت حتی نمی تواند جلوی گریه اش را بگیرد. یک بار آنقدر گریه می کند که بر روی دامن حسین بیهوش می شود و حسین (علیه السلام) با صحبت های خودش زینب را آرام می کند: ... خواهر عزیزم مبادا وساوس  شیطانی بر تو مسلط بشود و حلم را از تو برباید، صبر و تحمل را از تو برباید. وقتی حسین به زینب می فرماید که چرا این طور می کنی. مگر تو شاهد و ناظر وفات جدم نبودی؟ جد من از من بهتر بود، پدر ما از ما بهتر بود، برادر ما هم همین طور، مادر همین طور، زینب با حسین این چنین حجت می کند: برادرجان! همه آنها اگر رفتند، بالاخره من پناهگاهی غیر از تو داشتم، ولی با رفتن تو برای من پناهگاهی باقی نمی ماند.

حسین را یک  روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند، اما حسین که فقط این تن نیست، حسین… بعد از مرگش زنده تر می شود،… مرده حسین از زنده حسین (برای دشمنانش) مزاحم تر است. تربت حسین کعبه صاحبدلال است. زینب هم به یزید همین را گفت. گفت اشتباه کردی،… نمی توانی برادر مرا بکشی و بمیرانی،… او نمرد بلکه زنده تر شد
خون گریه امام حسین(ع)

اما همین که ایام عاشورا سپری می شود و زینب، حسین (علیه السلام) را با آن روحیه قوی و نیرومند و با آن دستورالعمل ها می بیند، زینب دیگری می شود که دیگر احدی در مقابل او کوچک ترین شخصیتی ندارد. امام زین العابدین فرمود: ما دوازده نفر بودیم و تمام ما دوازده نفر را به یک زنجیر بسته بودند که یک سر زنجیر به بازوی من و سر دیگر آن به بازوی عمه ام زینب بسته بود.

می گویند: تاریخ ورود اسرا به شام دوم ماه صفر بوده است. بنابراین بیست و دو روز از اسارت زینب گذشته است، بیست و دو روز رنج متوالی کشیده است که با این حال او را وارد مجلس یزید بن معاویه می کنند، یزیدی که کاخ اخضر او (یعنی کاخ سبزی که معاویه در شام ساخته بود) آنچه بارگاه مجلّلی بود که هر کس با دیدن آن بارگاه و آن خدم و حشم و طنطنه و دبدبه، خودش را می باخت. یعنی نوشته اند که افراد می بایست از هفت تالار می گذشتند تا به آن تالار آخری می رسیدند که یزید روی تخت مزیّن و مرصّعی نشسته بود و تمام اعیان و اشراف و اعاظم سفرای کشورهای خارجی نیز روی کرسی های طلا یا نقره نشسته بودند، در چنین شرایطی این اسرا را وارد می کنند و همین زینب اسیر رنج دیده و رنج کشیده، در همان محضر چنان موجی در روحش پیدا شد و چنان موجی در جمعیت ایجاد کرد که یزید معروف به فصاحت و بلاغت را لال کرد... زینب فریادش بلند می شود:...

ای یزدید! خیلی باد به دماغت انداخته ای ... تو خیال می کنی اینکه امروز ما را اسیر کرده ای و تمام اقطار زمین را بر ما گرفته ای و ما در مشت نوکرهای تو هستیم، یک نعمت و موهبتی از طرف خداوند بر توست؟ به خدا قسم تو الآن در نظر من بسیار کوچک و حقیر و بسیار پست هستی و من برای تو یک ذره شخصیت قائل نیستم...

یزید مجبور شد در همان شام روش خودش را عوض کند و اسرا را محترمانه به مدینه بفرستند، بعد تّبری کند و بگوید: خدا لعنت کند این زیاد را، من چنان دستوری نداده بودم. او از پیش خود این کار را کرد. چه کسی این کار را کرد»؟ (همان – ص 50) زنیب [با سخنان شورانگیز و انقلابی] باعث چنین  فرآیندی شد تا یزید چنین موضعی بگیرد. بعد از خطبه زینب (س) بود که یزید به شدت بر افروخته شد» و برای اینکه دل زینب را آتش بزند و زبان او را ساکت کند... دست به یک عمل ناجوانمردانه زد: با عصای خیزران خود به لب و دندان ابا عبدالله اشاره کرد.» (همان- ص 51) 

 

نوشته: سید صالح زاهدی_گروه دین و اندیشه تبیان

/ 2 نظر / 49 بازدید
ahlebait

سلام دوست عزیز.... وبلاگ خوب و پر محتوایی دارید. همانطور که مطلع هستید یکی از روشهای موثر در افزایش آمار بازدید و بالا بردان رنکینگ و محبوبیت در گوگل تبادل لینک با وبلاگها و وبسایت های با محتوای نزدیک به هم می باشد. ما خواهان تبادل لبینک با وبلاگ شما هستیم. وبلاگ اهل بیت علیهم السلام دارای سیستم تبادل لینک اتوماتیک می باشد در صورتی که مایل به تبادل لینک با ما هستید با مراجعه و وبلاگ اهل بیت علیهم السلام بر روی گزینه تبادل لینک اتوماتیک کلیک نمایید. در کمتر از 30 ثانیه تبادل لینک صورت خواهد پذیرفت. با تشکر از لطف شما HTTP://AHLEBAITESHGH.BLOGFA.COM

گروه تواشیح معراج النبی شهرستان بابل

سلام علیکم: تا چند غزل به پای تو پیر شود هی بغض کند سپس سرازیر شود ما جمعه پس از جمعه به جان آمده ایم نگذار برای دیدنت دیر شود اللهم عجل لولیک الفرج. . . . .